خرید بک لینک
خیلی بده بهت احترام نذارن

دوستت نداشته باشند

باهات مهربون نباشند

تحقیرت کنند

آدمایی که خیلی بی ارزشند بهت بی احترامی کنند

و زمانه بهشون چنین اجازه ای داده باشه

ای داد

ای خدا امیدوارم جبران کنی یه روز

برچسب: خدایاااا دلم گرفته, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 0:08

همه دخترا یه جورایی شبیه هم هستند

نوشته بود عاجز ترین مردم کسیه که دعا نمیکنه و از دعا کردن عاجزه

خدایا من در حضور همه حضار وبلاگم دعا میکنم

یه دختر مهربون که منو دوس داشته باشه و همیشه کنارم باشه و دوسم داشته باشه

و زیبا به نظرم بیاد و پوستش سفید باشه ترجیحا ، و تنش سفید باشه

و اخلاقش خوب باشه و وفادار باشه و خیانتم نکنه

به من بده

همین الان میخوام ............خدایااااااااا دعای من رو اجابت کن

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 0:08

خودشون که حدیث میخونن باید بپذیری بگی چشم

بعد تو که یه حدیث علیه اونا میخونی میگن جعلیه ...

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخزعبلات دوگانه

یک بام

و دو هوا

هوای نفس

و هوای دین

ناخالصی مد شده

برچسب: دقت کردید,دقت کردید جدید,دقت کردید که,دقت کردید طنز,دقت کردید 93,ایا دقت کردید,جملات دقت کردید,هیچ دقت کردید,جوک های دقت کردید,جوک دقت کردید, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 0:08

من نمیدونم آیا آشنایان من توی وبلاگم هستند یا نه ، یادمه آدرس وبم رو به یکی دو نفر دادم

امیدوارم که آشنایی وبم رو نخونه ، چون همین یه ذره آبروی نداشته ی پیشش میره

چون نه تنها تمام درونیات من رو نگاه میکنه ، کم کم میفهمه که داره درونیات خودش هم واسه خودش رو میشه

یعنی حالت آیینه پیدا میکنم براش

امیدوارم هیچ آشنایی این وب رو نخونه چون همین یه ذره آبروی نداشته ی ماا هم نابود میشه .

برچسب: آیینه چون عیب تو بنمود راست,آینه چون عیب,آینه چون عیب تو بنمود,آینه چون عیب تو بنمود راست, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 0:08

شدیدا دچار تراکم تنهایی شده ام

یعنی کوهی از تنهایی به انبوهی یک جنگل

پر از درختای در هم تنیده

روی سرم ریخته

داره میکشدم

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 0:08

میزان محرومیتت از یک چیز در نسبت با میزان طلب و نیازت سنجیده میشه

کسی که عاشق کتاب هست عاشق تحصیل هست

اونه که میفهمه محرومیت از تحصیل یعنی چی

بقیه و کسانی که چندان علاقه ای به درس ندارن نمیفهمند

تو باید میزان علاقه ای که در من برای داشتن عشق و محبت و همدم هست رو با میزان فقدان و نداشتنم بسنجی

تازه اون موقع درک میکنی چقدر محرومم

و چقدر درد میکشم...

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 0:08

so what the hell to day the moharam is the month of happiness pines work alot at street what the meaning of that????????????????????????????? i mean we have a lot of nostalogia at this part of time we have freedom we have liberty we can be out of home till towelw oclock 12 and after that we can be together all of the day bikaz acording to the some couse our parent think we are in the eyes of imam hosain we looking for the diner and they dont know we making love in the car in the my vacant home in the dark place without people huge each other or i send sign to some girl or they do and we making love with a sad song of the moharam we love moharam bikaz we falled in love in that bikaz we can go out and drink tee free tea and eat some good and delisiose food what i say is the phenomen of the moharam and the enemy cant take it from us bikaz we enjoy from moharam erotic love food any thing song singing listening good music in th

برچسب: i think therefore i am,i think,i think i love you,i think i'm in love,i think i love my wife,i think of you,i think i can,i think my dog's a democrat,i think in spanish,i think i want to marry you, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 18:46

with us

or

against us

من از بچگی با این دیالوگ حال میکردم توی کتاب عربی راهنمایی هم بود فکر کنم سوم راهنمایی یا اول دبیرستان بود

معنا او علینا ...

شایدم

لنا او علینا

انی وی any wayyyyyy

الا علی حال ...

هااااااااااا هاااااااااااا هااااااااااااااااا

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 18:46

من تهران زندگی میکنم و دلم میخواد با یه دختر قرار بذارم توی یه جای شلوغ وسط شهر

توی مترو ، توی پارک شلوغ ، توی خیابون ولیعصر ، توی ونک ، پارک ملت ، هرجا که بگه ، حتی توی مسجد ، توی هرجایی که احساس امنیت بهش بده و بتونیم چند دقیقه با هم حرف بزنیم

آیا کسی توی وبلاگ من هست که باهم بریم سر یه قرار ساده ؟

من الان چند ساله که از نزدیک با یه دختر حرف نزدم یه دختری که مقداری هم صمیمی و مهربان و غیر رسمی باشه

برچسب: اسقاط کافه خیارات,اسقاط کافه خیارات خصوصا خیار غبن,اسقاط کافه خیارات چیست,اسقاط کافه,اسقاط کافه خیارات خصوصا,اسقاط کافه خیارات خیار غبن فاحش,اسقاط کافه اختیارات,معنی اسقاط کافه خیارات,شرط اسقاط کافه خیارات,حق اسقاط کافه خیارات, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 18:46

امام حسین عاقل بود

امام حسین عقل و خرد و درک و مهربانی داشت

امام حسین واقعا مسلمان بود

امام حسین روز عاشورا و تاسوعا وسط میدون جنگ حجله ی قاسم راه مینداخت

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 19:22

نمیدونم چرا کافه سالاد رو که میخونم حس بدی پیدا میکنم نمیدونم چرا میخونمش احساس میکنم آشناست کسیه که منو میشناسه یادم نمیاد اولین بار چطور باهاش آشنا شدم اما احساس میکنم باهام لجه دعوا داره مثلا میاد فحش میده تیکه میندازه توی وبش بعد زیرش مینویسه با تو نبودم کسی به خودش نگیره بعد تو میخونی میبینی داره فحششو به تو میده هاااا ولی میگه به خودت نگیر بعدم میگه اصراری ندارم کسی بیاد وبم ، اصلا نمیفهممش ، یکی اونو نمیفهمم یکی هم خانوم میم رو ، یکی هم خانم اسمیم رو ، یه حس عجیب بدی به هر سه چهارتاشون دارم راستی من نمیخوام توی بلاگفا ازدواج کنم ، لذا ب

برچسب: در خروجی فندوم واندی کجاست؟,مشکل در خروجی اندروید یونیتی,خروجی در متلب,خروجی در ادیوس,خروجی در افتر افکت,خروجی در پریمیر,خروجی در آباکوس,خروجی در فتوشاپ,مشکل در خروجی rsform,نمایش خروجی در متلب, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 19:21

tell me

what happen if two paranoid person meet each other

oh no no no

they never found the words

bikaz they just read what they want

even from the back of words

in the shadow of meanings

p n :

tonight after the selebration for the therd imam

what ever

i said

what if i make a web

and write some posts about moharram and islam and some thing like that

for people in all of the world

you know id like to go out of iran

i realy realy love the english girls or american bouty

a very kind girl

with blue or green or black eyes

and wihte skin

and soft hair

i crasy about this woman

i want to stare at her for ever

برچسب: from islam to christianity,from islam to christ,from islam to atheism,from islam to jesus,from islam to buddhism,from islam to christianity youtube,from islam to catholic,from islam to agnostic,from islam to christianity testimony,from islam to hinduism, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 19:21

پیش از آنی که بخواهی از کنارت می روم..

تا بدانی عذر ما را خواستن کار تو نیست؛

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:04

در زمانه ای زندگی میکنیم که دشوارترین کارها توش ازدواج آسانه ... در زمانه ی من حتی ازدواج آسان هم مشکله من الان وضعیت و حالی دارم که اگه یه دونه خانوم پولی هم پیدا کنم حاضرم باهاش رابطه برقرار کنم ( ههشری نیستم ، بالا نزده ام ، حتی تهریک هم نیستم بلکه افسرده ام تا عمق وجود از تمام آینده ناامیدم)دیگه هیچ چیز مهم نیست نه خدا مهمه ، نه دین ، هیچی مهم نیست ، مهم جوانی ماست که داره تلف میشه مهم اینه که ما یا باید قرص و دارو بخوریم که احساس تنهایی و بی کس و کاری نکنیم یا اینکه درد بکشیم و پوست و استخونمون از تنهایی و بی کسی بسوزه مهم اینه که پیامبر اسلام و

برچسب: زندگی و زمانه ی مایکل ک,نمانده چرا درزمانه ی ما,تناقض های زمانه ی ما, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:04

امام کاظم :

مردی، خدمت پدرم؛ جعفر صادق آمد. پدرم فرمود:

«آیاهمسرداری؟ »

گفت: خیر.

فرمود: «من دوست ندارم که دنیا و هر آنچه در آن است، از آنِ من باشد؛ ولی یک شب را بی همسر بگذرانم

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:04

هر كه براي خدا ازدواج كند و براي خدا كسي را همسر دهد، سزاوار ولايت و سرپرستي، حمايت و دوستي خداست.

برچسب: مسخن,مسخ,مسخرة,مسخ کافکا,مسخن رول,مسخره بازی,مسخن دجاج,مسخن يا وطن,مسخن اردني,مسخن فلسطيني بالصور, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:04

هر كس فرزندش به سن ازدواج برسد و توان به ازدواج درآوردنِ او را داشته باشد، ولی اين كار را نكند در صورتيكه از فرزندش لغزشي

سر زند؛ گناهش به گردن اوست

برچسب: امام حسین,امام حسین ع,امام حسین عکس,امام حسین و ایران,امام حسین یزد,امام حسین دانشگاه, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:03

نابخشودنی ترین خطا اینه که وقت عشقتو نگیری عزیزم وقتی با کسی توی رابطه ای برو مزاحمش شو وقتشو بگیر وقتشو بگیر ...مزاحمش شو ....اون دوس داره مزاحمش شی برات وقت میذاره اگه نری مزاحمش بشی غریبه ها میرن مزاحمش میشن و کم کم میبرنش برو مزاحم شو...برو مزاحمش شو وقتشو بگیر همراهش کن باهاش خطا کن اصن همه کارای دو نفره رو باهاش بکن ...اگه بفهمه که مزاحمش نشدی هرگز نمیبخشدت هرگز نمیبخشدت تمام زندگی من مال توئه تو باید مزاحمم شی باید وقتمو بگیری باید مزاحمم شی

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 3:41

اهنگ وبتو بیس بار گوش دادم فدای سرت ...خیلی قشنگ بود

بچه ها اهنگ خوب

کتاب خوب

فیلم خوب

سریال خوب

خارجیا

چی دارید و دیدید بگید بریم ببینیم

برچسب: فدای سرت نباشه غمت,فدای سرت کامران هومن,فدای سرت اگه برگا میریزه,فدای سرت به انگلیسی,فداي سرت نباشه غمت,فدای سرت کامران و هومن,فداي سرت,فداي سرت وانتونز,فدای سرت اگه من خیلی تنهام,فدای سرت کامران هومن دانلود, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 3:41

پوست سر کنده شده ی سیب زمینی ای که منم

و چاقوی تیز حسرتی که تویی

و برج میلادی که از پشت منو انتظار میکشه

اینجا معراجه و من رو از موهام از سقف اویزون کرده اند

پوست صورتم از آب جوش حمیم تاول زده و تاول هاشو یه نفر اومده با ناخن داره میکنه

زخم شده وسط سینه ام یه زخم کاری و گشاد

غم اومده انگشت دماغیشو کرده لای زخم من

من اسیر یه مهتابی و یه لامپ شکسته ام توی یه کلیپ پخش شده ....

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 3:41

یکی از کارهایی که من در تول زندگیم انجام میدادم از بچگی این بود که ادبیات خلق میکردم

خارجکی ترها بهش میگن گفتمان ..گفتمان درست میکردم

مفهوم سازی میکردم

یکی از مفهوم هایی که توی همین وبلاگ ساختم مفهوم رابطه ی جسمی بود

به نظرم یکی از شاهکارهاییه که تا حالا خلق کرده ام

وقتی تو میگی دلم رابطه ی جسمی میخواد خیلی مودبانه تر و قشنگ تر از موقعیه

که از اون واجه ی نحس استفاده میکنی و میگی دلم اون واجه ی نحس رو میخواد

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 15:57

داره از سر کوچه هیئت رد میشه آخ عاشق این حس نوستالژیک امام حسینم همیشه دلم میخواست یه نامزد داشتم ( تصعید) که توی هیئت دنبال دسته راه میفتاد منم همه اش پشت هیئت نامزد بازی میکردم به زبان ساده تر من که دوازده چهارده سالگی فکر ازدواج نبودم همیشه دلم میخواست اون دختری که دوسش هم داشته باشم دنبال دسته راه بیفته منم برم ته دسته همه اش نگاهش کنم اما خب چون خجالتی بودم هیچوقت چنین اتفاقی نمیفتاد دختری هم وجود نداشت ... همیشه دلم میخواست عین این پسرا که عاشقی میکنن دوس دختر و معشوقه دارن به سبک همین مدلی که گفتم داشته باشم بحثش حروم و حلال و خدا پی

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 15:57

You start dying slowlyYou start dying slowly if you do not travel,if you do not read,If you do not listen to the sounds of life, If you do not appreciate yourself.You start dying slowlyWhen you kill your self-esteem;When you do not let others help you. You start dying slowly If you become a slave of your habits,Walking everyday on the same paths... If you do not change your routine,If you do not wear different coloursOr you do not speak to those you don't know. You start dying slowlyIf you avoid to feel passionAnd their turbulent emotions;Those which make your eyes glisten And your heart beat fast.You start dying slowlyIf you do not change your life when you are not satisfied with your job, or with your love,If you do not risk what is safe for the uncertain, If you do not go after a dream,If you do not allow yourself, At least once in your lifetime,To run away from sensible advice...Pablo Neruda

برچسب: به آرامی آغاز به مردن میکنی,به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر سفر نکنی,به آرامی آغاز به مردن میکنی نرودا,به آرامی آغاز به مردن می کنیم,به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر سفر نكنی,به آرامی آغاز به مردن می کنی ppt,به آرامی آغاز به مردن میکنی احمد شاملو,به آرامی شروع به مردن میکنی پابلو نرودا,شعر به آرامی آغاز به مردن میکنی,به آرامي شروع به مردن ميكني, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 8:17

عمر وبلاگم داره تمام میشه

من هر سه چهار سال یکبار یک سری یک ماهی یه هفته ای وبلاگ میزنم ...

بعد هم میروم در غاز تنهایی میمیرم ...میمیرم میمیرم

توی تلگرام هم همین بود چه گروه هایی که نساختم و چه علقه هایی که ایجاد نکردم

ولی رفتم ...میروم ، ماهی ، دو ماهی ، سه ماهی هستم و بعد رفتم و گورم را گم کردم

هرکسی فریاد خود کشید و صحنه پیوسته به جاست

سر خوش آن فاک که به عظما نرود یا برود

در یاد است ...

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 8:17

زندگی زیباست انشاالله

برچسب: ویجگی وسایل گاز سوز,ویجگی های تمدن مارلیک,ویجگی های یک دوست خوب,ویجگی های دوست خوب,ویجگی های وسایل گاز سوز,ویجگی دوست خوب, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 8:17

مشکل اینجاست که من نمیدونم اصن میخوام ازدواج بکنم یا نمیخوام خواستن و نخواستن به این معنا که من الان نه کار دارم نه پول دارم نه سربازی رفته ام نه به هیچی رسیده ام صفر صفرم هنوز آمادگی کار کردن رو هم پیدا نکرده ام . خب حالا فرض کنید با این وضعیت وارد یک زندگی بشوم کلا تمام آرزوهام رو که باید تعطیل کنم . اهدافم رو باید تعطیل کنم و به جاش برم دنبال پول و کار ... تعارف هم نداره پس من نمیدونم میخام ازدواج بکنم یا نمیخام به معنایی که گذشت ... اما مشکل دوم چیه ، مشکل دوم اینه که من نمیدونم باید بگردم با دختری که ایده آله ازدواج کنم یا با هر دختری که امکان داره

برچسب: مشکل کجاست,مشکل ما کجاست, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 3:25

.

برچسب: com,io,io games,m,net,emoticon,net framework,22 ammo,22 rifle,223 ammo, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:56

میخوام دستتو بگیرم ببرمت اون بالاها من حرفام به صورت موقت میتونه پروازت بده اگه یکی رو دوس داشتی صد در صد داشته باش هرگز هم کاری به دل اون نداشته باش جدی میگم نخند ...نخند ...عههههههه نخند دارم حرف میزنم باور کن اگه تو صد درصد عاشق باشی به فراسوی عشق میرسی فراسوی دوس داشتن و نداشتن ، ببین اصن مهم نیس من دوستت دارم یا تو داری یا نداری مهم اینه که من سرتاپا محو در تو هستم من و تویی نیست اینجا اینجا تویی اینجا تویی اینجا تویی ، اون موقع است که تو در فراسوی لاو هستی دیگه وقتی اونو دوس داری یعنی کیو دوس داری؟ یعنی خودتو چون او تویی تو اویی تو در اویی او در

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:55

کافه کلم حه لبصر یا مثل عقرب .

رنگای دیگه رو چطور میشه نوشت ...

من نوشته هام سرخ هستند کرفس جان

یعنی که اسقاط کافه ی جان میشود غبار تنم

خوشا دمی که اگر سرخ نویسم سر سبز دهم بر باد ...

پ ن : متاسفانه رنگ های دیگه عرضام نمیکنه ،

پ ن هفتصدم : مهربون بوخون ، هرچند سرخ که باشه بوخون میده .

رمز ادامه ی مطلب : وات ده هل

برچسب: اشارات المرور,اشارات المرور في امريكا بالانجليزي,اشارات نظر,اشارات المرور في كاليفورنيا,اشارات المرور بالانجليزي,اشارات نظر میلاد درخشانی,اشارات المرور في اوهايو,اشارات و تنبیهات,اشارات السيارة,اشارات ليلة القدر, نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 21:55

من و تو رو بیشعوری و بی تجربگی من بی صبری من و غرور و تعصب و تکبر تو از هم جدا کرد تو بچه بودی و پشیمون خواهی شد و من عجول بودم و تحت فشار روحی شدید و حالا من و تو تنهاییم ای کاش کمی از بنیادگرایی و اصول کوفتیمون پایین اومده بودیم عزیزم دلم برات تنگ شده دیگه هرگز همدیگه را نخواهیم دید و دیدنمان یکدیگر را چه سودی دارد ؟ وقتی دیگه هرگز نمیتونیم با هم ازدواج کنیم دلم برات تنگه .........ای کاش صبوری کرده بودم تو یه دختر بی تجربه بودی پسر ندیده بودی توی عمرت ...پسر ندیده بودی دوس پسر نداشتی بخاطر همین صاف بودی ...بلد نبودی ...خجالتی بودی با حیا بودی و من خ

برچسب: نویسنده: شیوا کریمیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 5:58

صفحه بندی